|
سارا و ستاره
يك وبلاگ جهت سرگرمی
|
[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 23:10 ] [ سارا و ستاره ]
[ ]
کیست این مرده که در روشنی شامگاهان تکیه دادهست بر آن ابر و نشسته ست به کوه بسته از دور به جان دادن خورشید نگاه وز گرانباری خاموش طبیعت به ستوه ******************************** خیره بر زردی شادی کش و دلگیر غروب زار و افسرده فرو رفته در اندیشه گرم پای آویخته از کوه و در ان توده برف استخوان میکشدش شعله و میسوزد نرم ******************************** سینه دادست تهی چون قفسی در ره باد آرزومند دلی تا کشد از سینه خروش لیک دیری است که در سردی و خاموشی مرگ دلش از کارفرومانده و خون مانده ز جوش ... دوستون دارم برچسبها: شامگاه غریب, غروب, خاموشی مرگ [ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 22:53 ] [ سارا و ستاره ]
[ ]
فرارسیدن نورز باستانی سال یک هزار سیصد و نود و یک بر شما مبارک
برچسبها: سال نو مبارک, عید نوروز1390 [ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 15:11 ] [ سارا و ستاره ]
[ ]
برچسبها: ظهور, ایمان [ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 15:9 ] [ سارا و ستاره ]
[ ]
این متن رو یکی از دوستانم برام فرستاد من گذاشتم تو وبلاگ
گاهی اوقات خسته می شوم از این همه سیاهیها
کودکی می شوم در خیالم . لحظه تنهایی این روزها خودم هم باور می کنم که کودکی ۸ ساله ام کودکی ناتوان و رنجور. لحظه تنهایی کودکی که تمام فکرش دویدن و شیطنت است . اما این بادها سهمگین نمی گذارند بادبادکم در هوا پرواز کند .
یادش بخیر . آن موقع هر وقت شکسته دل می شدم سارا نوازشم می کرد . اما این زمین برایم تنگ شده . صدای الرحیل عمرم را می شنوم .
موقع درو رسیده . باید کوله پشتیم را بردارم . دستهایم خالی است برای خانه جدید .
شیطان زنجیر کرده پای ناتوانم . و بغض می فشارد گلویم . صدای ارحیل این وبلاگ نزدیک است برچسبها: لحظه تنهایی_اشعار ادب [ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 15:7 ] [ سارا و ستاره ]
[ ]
[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 15:5 ] [ سارا و ستاره ]
[ ]
جمعی از مشرکین قریش از جمله ابوجهل در یکى از شبها که تمامى ماه
در آسمان بود بنزد رسول خدا(ص)آمده و گفتند:
اگر در ادعاى نبوت خود راستگو وصادق هستى دستور ده این ماه دو نیم شود!
رسول خدا(ص) بدانها گفت:اگر من اینکار را بکنم ایمان خواهید آورد؟
گفتند:آرى،و آنحضرت از خداى خود درخواست این معجزه راکرد
و ناگهان همگى دیدند که ماه دو نیم شد بطورى که کوهحرا
را در میان آن دیدند و سپس ماه به هم آمد و دو نیمه آن به همچسبید
و همانند اول گردید،و رسول خدا(ص) دوبار فرمود:
«اشهدوا،اشهدوا»یعنى گواه باشید و بنگرید!
مشرکین که این منظره را دیدند بجاى آنکه به آنحضرتایمان آورند
گفتند!«سحرنا محمد»محمد ما را جادو کرد،و یاآنکه گفتند
:«سحر القمر،سحر القمر»ماه را جادو کرد!
برخى از آنها گفتند:اگر شما را جادو کرده مردم شهرهاىدیگر را
که جادو نکرده!از آنها بپرسید،و چون از مسافرانو مردم شهرهاى دیگر
پرسیدند آنها نیز مشاهدات خود را در دو نیمشدن ماه بیان داشتند
و در پارهاى از روایات آمده که این ماجرا دو بار اتفاق افتادولى برخى
از شارحین حدیث گفتهاند:
منظور از دو بار همان دوقسمتشدن ماه است نه اینکه این
جریان دو بار اتفاق افتادهباشد. و البته مجموع روایاتى که درباره این معجزه وارد شده حدود بیست
روایت میشود که در کتابهاى حدیثى شیعه و اهل سنتمانند
بحار الانوار و سیرة النبویة ابن کثیر و در المنثور سیوطى ودیگران نقل شده. برچسبها: معجزه, شق القمر [ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 15:3 ] [ سارا و ستاره ]
[ ]
[ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 15:1 ] [ سارا و ستاره ]
[ ]
یکی از دوستان مطلب رو برام ارسال کرد که خیلی مهم و زیباست معجزات نبی به چند دسته تقسیم شده مـعـجـزاتـى اسـت كـه مـتـعلّق است به اجرام سماويّه مانند شقّ قمر و ردّ شمس و تظليل غمام و نزول باران و نازل شدن مائده و طعامها و ميوه ها براى آن حضرت از آسمان و غير ذلك باشد معجزات نوع دوم
برچسبها: معجزان نبی, علی, زنده كردن مردگان [ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 14:59 ] [ سارا و ستاره ]
[ ]
بالهای پرنده خوشبختی کو کجاست بالهایت را کجا گذاشتی پرنده بر شانه های انسان نشست. انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت : « اما من درخت نیستم. تو نمی توانی روی شانه ی من آشیانه بسازی». پرنده گفت : « من فرق درخت ها و آدم ها را خوب می دانم. اما گاهی پرنده ها و آدم ها را اشتباه می گیرم». برچسبها: پرنده خوشبختی [ یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390 ] [ 14:55 ] [ سارا و ستاره ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||